تبلیغات
طلوع دل انگیز - زیارت خانه خدا


چه خندون چه گریون داره میگذره دنیا: پس همیشه به یاد داشته باشیم:در مواقع شادی و غم بگوییم:((این هم بگذرد))
درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:

خطاطی نستعلیق آنلاین

Admin Logo themebox

زیارت خانه خدا

نوشته شده توسط:آبت الله خوش چهره
شنبه 9 آذر 1387-03:56 ب.ظ

 

عارفی به زیارت خانه خدا می رفت. فرزندش گفت پدر مرا هم همراه خود ببر. پدر گفت: ای فرزند هنوز موقع حج تو نرسیده. فرزند اصرار زیاد کرد تا بالاخره با پدر همراه شد. دور خانه خدا که طواف می کردند فرزند از پدر پرسید پس خداوند کجاست؟ پدر رو به آسمان کرد و گفت اینجا.

پسر سر به سوی آسمان بلند کرد و در دم جان سپرد. پدر به گریه افتاد. از گوشه کعبه ندا در رسید تو برای زیارت خانه ما آمدی ولی فرزندت برای زیارت خودمان آمد و او نزد خود ماست.

 

باتشكرازكانون قرآن مسجدابوالفضل بوشهر:http://mobaser.persianblog.ir/



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

وبلاگ کانون قرآن مسجد ابوالفضل(ع ) بوشهر
یکشنبه 10 آذر 1387 10:30 ق.ظ
سلام. عرض ادب
ممنونم از محبت شما.
من هم یکی مثل شما که از نوشتن خوشم میاد .یه جوون که دلش به همین رفقاش خوشه.
یه جمع چند نفره هستیم که از کارهای فرهنگی و این که مردم رو همیشه شاد ببینیم خوشمون میاد.
برامون دعا کن.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر